سجده بر خاک و....
سجده برخاک و...
به متن زير كه از يك سايت وهابي است جواب دهيد:
سجده بر مهر كربلا در هر حال شرك و يا نزديك بشرك است. توضيح ميدهم: سجده بالاترين عبادات است؛ در روايات ميايد كه هر وقت كه انسان سجده كند، شيطان گريه ميكند! رسول الله فرمود: «إذا قرأ ابن آدم السجدة فسجد اعتزل الشيطان يبكي يقول : يا ويله أمر ابن آدم بالسجود فسجد فله الجنة و أمرت بالسجود فعصيت فلي النار» وقتي كه آدميزاد آيه اي از آيات سجده راتلاوت ميكند و بعد سجده ميرود، شيطان به گوشه اي رفته و مي گريد و ميگويد: اي واي بر او !پسر آدم به سحده امر شد و سجده كرد و بهشت را برد، و من بسجده امر شدم و نكردم و برايم آتش است. عبادت سجده، براي اين عظيم است كه ما شريفترين عضو بدن خود را ( پيشاني و بيني را ) بنشانه عبوديت به خاك ميماليم. از اين بهتر شايد حالتي براي نشان دادن تسليمي بنده در مقابل خالقش نباشد و براي همين رسول الله فرمودند: «أقرب ما يكون العبد إلى الله و هو ساجد» وقتي كه انسان سجده ميكند ، به الله نزديك ميشود ، نزديك شدني كه از آن نزديكتر شدن ممكن نيست يعني سجده اوج و آخرين حد پرواز است و شيطاني كه از ناراحتي به گريه ميافتد آيا هرگز بيكار و ساكت خواهد نشست؟ او آنكس را كه بتواند از سجده باز دارد، بازش ميدارد، و آنكس را كه نتواند پس به وسيله مهر، سجده اش را به شرك تبديل ميكند. و عبادتش را خراب مي نمايد. ما بر خاك سجده ميكنيم چون خاك پست و ذليل است اما شيطان اول خاك را براي ما مقدس و عزيز ميكند، آنرا تبديل ميكند و به صليب و مهر ، و بعد ميگويد بيا بابا جان!! حالا سجده كن! اين صليب يا مهر را ببوس و عزيز بدار و پيشاني بر آن بنه! اما بي احترامي نكن، مقدس است! مبادا بر سرش بنشيني و مثل خاك معمولي زير پا بيافكني !! پس سجده بر تربت كربلا، هم سجده براي حسين است و هم براي الله . و نشانه اي از ذلت در آن نيست اين مثل سجده بر طلاست طلا را همه دوست دارند وعزيز است، براي همين قبر طلايي و بت طلايي ميسازند. اما سجده بر خاك عادي، خاك زيرپا، خاك بي ارزش ، نشانه ذلت است زيرا كسي آنرا مقدس نميداند. پس قضيه سجده بر تربت حسين بالاتر از يك دعواي فقهي است !متوجه باشيد.
پاسخ:
1ـ این ما شیعیان هستیم که در سجده به علامت عبودیّت، پیشانی خود را بر خاک می گذاریم نه شما وهّابی ها که سجده بر فرش می کنید؛ اگر سجده بر خاک بی ارزش که نه خوردنی است نه پوشیدنی نه از وسائل زینتی است نه ... ، شرک است، پس سجده بر فرش که کالایی است گران قیمت و بلکه به نوعی از وسائل زینتی است، به نحو اولی شرک است. پس چطور است که شما وهّابی ها سجده بر مهر (خاک قالب ریزی شده) را شرک می دانید ولی سجده بر پشم یا پنبه یا موادّ نایلونی شکل یافته به صورت فرش و پتو و موکت را شرک نمیس دانید؟ اصلاً مگر خود شما وهّابی ها بر کاشی و آسفالت و جا نماز و ... سجده نمی کنید؟ چطور وقتی شما به این همه اشیاء سجده می کنید شرک نیست ولی ما که می گوییم سجده فقط بر خاک و امور برآمده از خاک جایز است، مشرک می شویم؟
مهر ساخته شده از خاک قبر امام حسین(ع) نیز صرفاً خاک است؛ لکن خاکی که یادآور مجاهدت برای خدا و شهادت در راه خدا و نشان عبودیّت است.
در فقه شیعه، سجده فقط بر خاک و آنچه از خاک بر می آید جایز است، به شرط آنکه از جنس خوردنی و پوشیدنی و زینتی نباشد. امّا شما اهل سنّت، سجده بر هر چیزی را جایز می دانید، حتّی فرش و لباس و ... . پس این سخن که گفته ای: «ما شريفترين عضو بدن خود را ( پيشاني و بيني را ) به نشانه عبوديت به خاك ميماليم.» طبق نظر اهل سنّت، گزافه است. چون فقهای سنّی سجده را منحصر بر خاک نکرده اند.
2ـ شیعه ابداً اعتقادی به مهر و امثال این امور ندارد؛ مهر صرفاً خاک است؛ همین و بس. البته خواهیم گفت که چرا ما خاک را به شکل مهر درآورده ایم. طبق فتوای فقهای شیعه، سجده فقط بر خاک و آنچه از خاک بر می آید جایز است، با آن شروطی که گفته شد. و در بین چیزهایی که سجده بر آن جایز است، خاک از همه بهتر است؛ و در بین خاکها، خاک قبر سیدّ الشهداء(ع) بهترین است. چون افزون بر خاک بودن، زنده کننده ی شهادت در راه خداست، که اوج بندگی و حقیقت سجده است. دیگران به ظاهر سر بر خاک می نهند امّا شهید با تمام وجودش خود را در برابر خدا به خاک می اندازد. لذا خاک قبر شهید نماد بندگی و نماد سجده است. و در بین شهدا، امام حسین(ع) شاخص شهادت و جهاد فی سبیل الله می باشد. پس سجده بر خاک قبر آن حضرت، نه تنها شرک نیست که یادآور بندگی و با تمام وجود در برابر خدا به خاک افتادن است. ما شیعیان فقط سجده بر خاک و امور خاکی را جایز می دانیم؛ یعنی در برابر خدا به خاک می افتیم؛ و خاکی را که امام حسین(ع) در آن خاک به خاطر خدا بر زمین افتاد را نماد عبودیّت و خاکساری در برابر خدا می دانیم. امّا شما وهّابی ها که بر فرشهای قیمتی سجده می کنید اوّلاً دروغ می گویید که در برابر خدا به خاک افتاده اید، چون به خاک نیفتاده اید بلکه بر فرشهای گران قیمت افتاده اید. ثانیاً با اعتراض بر روش شیعه، در واقع به خاک افتادن در برابر خدا را شرک دانسته اید. و با اعتراض به سجده بر خاک قبر امام حسین(ع) در واقع ازرش گذاشتن به شهادت در راه خدا را شرک دانسته اید.
امّا چرا شیعه مهر درست کرده است؟
در صدر اسلام، کف خانه ها و مساجد از خاک بود؛ و وقتی هم زیر اندازی می انداختند، عمدتاً حصیری بافته شده از جنس برگ درخت خرما بود؛ که برآمده از خاک است. لذا در آن عصر یا بر کف خاکی خانه و مسجد سجده می نمودند یا بر همان حصیری که منشاء خاکی داشت سجده می کردند. امّا در عصر ما کف خانه ها و مساجد نه خاکی است نه از چیزی است که منشاء خاکی دارد؛ بلکه یا آسفالت است یا فرش پشمی یا نایلونی و امثال آن است. لذا ما شیعیان نمی توانیم بر این امور سجده کنیم؛ چون در اعتقاد ما جز بر خاک یا چیزهای برآمده از خاک نمی توان سجده نمود. لذا شیعیان وقتی می خواهند روی فرش یا آسفالت نماز بخوانند مقداری خاک را در سجده گاه خود قرار می دهند یا سنگی یا چوبی یا حصیری را در سجده گاه خود می گذارند و بر آن سجده می کنند. و البته بهتر از همه، خود خاک است. لکن ریختن خاک در جا نماز و حمل و نقل آن دشوار است؛ لذا شیعیان برای راحتی کار، مقداری خاک را به صورت مهر در می آورند تا حمل و نقل آن راحتر باشد؛ و الّا برای شیعه، مهر ابداً موضوعیّت ندارد. لذا اگر ما در صحرا نماز بخوانیم، بر همان خاک صحرا یا بر سنگ صحرا یا بر چون و امثال آن سجده می کنیم.
البته برخی عوام که رساله ی مراجع را نخوانده اند، ممکن است توهّم کنند که باید در صحرا هم مهر بگذارند؛ که توهّم این گونه افراد جاهل ربطی به اعتقادات مذهب شیعه ندارد. اعتقادات مذهب شیعه همان است که علمای شیعه می گویند نه آنچه عوام جاهل توهّم می کنند.
اینجا بد نیست که احکام سجده را از رساله ی مراجع تقدیم حضور کنیم. در رساله ی امام خمینی چنین می خوانیم:
« 1076 بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مىرويد مانند چوب و برگ رختسجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا و نقره و عقيق و فيروزه باطل است، اما سجده كردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشكال ندارد.
١٠٧٧ احتياط واجب آن است كه بر برگ درخت مو اگر تازه باشد سجده نكنند.
١٠٧٨ سجده بر چيزهايى كه از زمين مىرويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه صحيح است.
١٠٧٩ سجده بر گلهايى كه خوراكى نيستند صحيح است ولى سجده بر دواهاى خوراكى كه از زمين مىرويد مانند گل بنفشه و گل گاو زبان صحيح نيست.
١٠٨٠ سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست و نيز سجده بر ميوه نارس صحيح نيست.
١٠٨١ سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مىشود سجده كرد.
١٠٨٢ اگر كاغذ را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مثلا از كاه ساخته باشند مىشود بر آن سجده كرد و سجده بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده اشكال ندارد.
١٠٨٣ براى سجده بهتر از هر چيز تربتحضرت سيدالشهدا عليه السلام مىباشد، بعد از آن خاك، بعد از خاك، سنگ، و بعد از سنگ گياه است.
١٠٨٤ اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد يا اگر دارد ولی بواسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمىتواند بر آن سجده كند بايد به لباسش اگر از كتان يا پنبه استسجده كند و اگر از چيز ديگر است بر همان چيز سجده كند و اگر آن هم نيست بايد بر پشت دست و چنانچه آنهم ممكن نباشد به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.
١٠٨٥ سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمىگيرد اگر بعد ازآن كه مقدارى فرو رفت آرام بگيرد اشكال ندارد.
١٠٨٦ اگر در سجده اول مهر به پيشانى بچسبد و بدون اينكه مهر را بردارد دوباره به سجده برود اشكال دارد ، بلكه نماز باطل است و بايد اعاده كند.
١٠٨٧ اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مىكند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد بايد نماز را بشكند و اگر وقت تنگ است بايد به لباسش اگر از پنبه يا كتان استسجده كند و اگر ازچيز ديگرى است بر همان چيز و اگر آنهم ممكن نيست بر پشت دست و اگر آن هم نمىشود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.
١٠٨٨ هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است اگر ممكن باشد بايد پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه سجده بر آن صحيح است بكشد و اگر وقت تنگ است به دستورى كه در مساله پيش گفته شد عمل كند.
١٠٨٩ اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است اشكال ندارد.
١٠٩٠ سجده كردن براى غير خداوند متعال حرام مي باشد و بعضى از مردم عوام كه مقابل قبر امامان عليهم السلام پيشانى را به زمين مىگذارند اگر براى شكر خداوند متعال باشد اشكال ندارد و گرنه حرام است.»
3ـ سجده روايات اهل سنت
رسول خدا(ص) فرمودند: « زمين براى من محل سجده و تيمم قرار داده شد» (صحيح بخارى، ج 1، ص 92 ، كتاب التيمم، حدیث 2)
دقّت شود! حضرت فرمودند زمین و نفرمودند فرش.
خباب بن الارت گوید: «نزد پيامبر شكايت كرديم كه شدت گرماى شنها پيشانى و دستهايمان را مىسوزاند ولى آن حضرت شكايت ما را نپذيرفت»، (السنن الكبرى، بيهقى، ج 2، ص 104، باب الكشف عن الجبهه فى السجود)
ابن اثير ـ از علمای اهل سنّت ـ در شرح اين روايت مىگويد يعنى پيامبر اجازه نداد بر گوشه ی لباس خود سجده كنند (النهايه، ابن اثير، ج 2، ص 497، ماده «شكى»)
یعنی با وجود خاک یا شن و امثال، رسول خدا(ص) اجازه نمی دادند کسی بر لباس یا مانند آن سجده کند؛ بلکه باید همان شن یا خاک را خنک می نمودند و بر آن سجده می کردند.
جابر بن عبدالله انصارى گوید: « با پيامبر(ص) نماز ظهر را مىخوانديم، به دليل شدت گرما يك مشت سنگريزه برمىداشتيم و از اين دست به آن دست مىداديم تا خنك شود و بتوانيم بر آن سجده كنيم» (مسند احمد، ج 3، ص 337)
خوب اگر سجده بر غیر زمین مثل لباس جایز بود، این اصحاب مرض نداشتند که تن به چنین مشقّتی بدهند.
بيهقى ـ از علمای بزرگ اهل سنّت ـ در ذيل اين روايت مىگويد: « اگر سجده بر لباس متصل به بدن جايز بود از خنك كردن سنگريزه در دستان آسانتر بود» (السنن الكبرى، بيهقى، ج 2، ص 105)
ابن عباس گوید: «پيامبر اكرم بر «خمره» سجده مىكرد» (مسند احمد، ج 1، ص 369، 303، 309 و 358)
ابن حجر عسقلانى در انتهاى بحث حيض مىگويد: «خمره با ضم خاء و سكون ميم است و طبرى مىگويد آن سجاده ی كوچكى است كه از برگ درخت خرما بافته مىشود؛ اندازه ی آن به قدرى است كه صورت و دست روى آن قرار گيرد و اگر بزرگتر باشد ديگر به آن حصير مىگويند و نخهاى آن نيز مستور و پوشيده است.» (فتحالبارى، ابن حجر العسقلانى، ج 1، ص 430)
از اين روايت دو مطلب استفاده مىشود:
اول اين كه: سجده ی پيامبر بر غيرزمين، بر گياه غيرمأكول و ملبوس بوده به ويژه اين كه در ابن حجر عسقلانی در کتاب النهايه گفته است كه نخهاى خمره پوشيده و مستور است. يعنى فقط گياه آن نمايان است.
دوم اين كه: پيامبر اكرم(ص) براى سجده خود يک شىء خاص داشت.
از روايت ميمونه همسر آن حضرت نيز استفاده مىشود كه هرگاه پيامبر در خانه نماز مىخواند بر خمره سجده مىكرد . زمين مسجد ماسه نرم بود ولى زمين خانه پيامبر فرش بود؛ لذا برای آنکه فرش را جابجا نکند، تکّه ای از حصیر را که خمره می گویند، به عنوان محلّ سجده استفاده می نموده اند.
انس بن مالك گوید: «با پيامبر نماز مىخوانديم اگر يكى از ما نمىتوانست به دليل شدت گرما پيشانى خود را بر زمين بگذارد بر لباس خود سجده مىكرد» (صحيح بخارى، ج 1، ص 188، ح 542 و نيز ص 373، ح 1208)
انس بن مالك همين روايت را به چند مضمون بيان كرده است.
از اين روايت و چند روايت ديگر به همين مضمون استفاده مىشود كه سجده بر لباس در حال ضرورت جايز است. البته از آنجا که در یکی از روایات سابق آمد که رسول خدا(ص) اجازه نمی داد که بر غیر زمین سجده کنند، معلوم می شود که منظور انس بن مالک، در حالی بوده که چاره ای جز سجده بر لباس نداشته اند.
در فتاوای امام خمینی هم ملاحظه نمودید که در حالت ناچاری چنین کاری را جایز دانسته اند.
ابوهريره مىگويد: «پيامبر بر گوشه عمامهاش سجده مىكرد» (كنزالعمال، المتقى الهندى، ج 8، ص 130، رقم 22238)
در برخی روایات آمده که «پيامبر وقتى سجده مىكرد عمامه را از پيشانى بالا مىزد» (الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 1، ص 151)
باز نقل نموده اند که : « پيامبر كسى را ديد كه بر گوشه ی عمامهاش سجده مىكند و به او اشاره كرد و پيشانى را نشان داد، او عمامه را از پيشنى بالا زد» (السنن الكبرى، بيهقى، ج 2، ص 105)
وقتی این روایات سنّی را کنار هم می گذاریم می فهمیم که رسول خدا(ص) در حال ناچاری مثل گرم بودن زمین به عمّامه سجده می کرده است. البته جنس عمامه ی حضرت هم به احتمال زیاد از پنبه یا کتان بوده، که هر دو منشاء خاکی دارند.
عبدالكريم ابى اميه گوید: «رفتار دائمى ابوبكر نسبت به سجده در حال نماز اين بود كه يا بر زمين نماز مىخواند و يا در حال سجده، پيشانى را (اگر روى فرش يا مانند آن قرار مىگرفت) به سوى زمين مىكشيد» (كنزل العمال، المتقى الهندى، مؤسسه الرساله، بيروت، ج 8، ص 128، روايت 2222، باب السجود و مايتعلق به)
از عمر بن خطاب نقل شده است كه گفت: «اگر كسى به دليل سرما يا گرما نمىتواند بر زمين سجده كند بر لباسش سجده كند» (همان، روايت 2225)
يعنى اصل این است که بر زمین سجده کند ولی در حال ضرورت می تواند بر لباس سجده کند.
طبق روایات اهل سنّت از علىبن ابيطالب(ع) نقل شده است كه فرمود: « هنگامى كه كسى نماز مىخواند عمامه را از پيشانى كنار بزند» (السنن الكبرى، بيهقى، ج 2، ص 105)
نافع مىگويد: « ابن عمر زمانى كه سجده مىكرد و عمامه داشت آن را كنار مىزد تا پيشانيش بر زمين قرار گيرد» (همان)
حال اين سؤال مطرح مىشود كه وقتى در منابع روايى اهل سنت هيچ دليل معتبرى وجود ندارد كه سجده بر فرش و پارچه و امثال آن را در غير حال ضرورت اثبات كند چرا اولاً آنان در غير حال ضرورت به جای زمین (خاک و سنگ و چیزهای برآمده از خاک) بر فرش و سجاده ی درست شده از پارچه ی نایلونی و امثال آن سجده مىكنند؟ و ثانيا چرا وهابی ها سجده ی شيعه بر مهر را كه صرفاً قطعهاى از خاک است شرک يا بدعت مىدانند؟
از اینها گذشته، اگر سجده بر خاک کربلا شرک است، پس سجده بر هر خاکی و سجده بر هر چیزی شرک است. پس طبق مبنای وهّابی ها تمام مسلمانها مشرکند. چون محال است کسی بتواند بدون گذاشتن سرش بر چیزی، سجده کند. آیا پیامبر(ص) که بنا بر روایات اهل سنّت، بر زمین و خمره (تکّه ای از حصیر) در مواردی بر گوشه ی عمامه سجده می نمود، معاذ الله زمین پرست یا حصیر پرست یا عمامه پرست بود؟!!!
ــ چرا اهل سنت در غير حال ضرورت بر فرش سجده مىكنند؟
برخى كثرت و تصريح روايات سجده مباشر بر ارض را ناديده مىگيرند و مىگويند هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاى هفتگانه سجده نيست؛ پس مىتواند مانعى بين پيشانى و زمين باشد. ابن حزم مىگويد هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاء نيست نه در قرآن نه در روايات صحيح و حتى نه در روايات ضعيف نه در اجماع و نه در قياس و نه در قول يك صحابى و نه در قول هر شخص ديگرى، (ابن حزم، المحلى، دارالجيل، ج 4، ص 83، مسأله 439) يعنى واقعا او هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاء در روايات و اقوال صحابه نديده است؟!! آیا همین روایات فوق را ندیده یا دیده ولی باز هم لج نموده است؟! هر انسانی هم که اندک عقلی دارد می فهمد که در سجده، اصل پیشانی است.
برخى مىگويند سجده بر فرش سجده بر زمين است. يعنى مراد از ارض در روايات هر آن چيزى است كه انسان روى آن قرار دارد چه خاك و سنگ باشد و چه فرش. (تعليقه شيخ على محمد معوض بر كتاب بدايةالمجتهد و نهاية المقتصد از قرطبى، دارالكتب العلميه، ج 2، ص 195، باب حكم الصلوة على غير الارض). قرطبى خودش مىگويد صحّت نماز بر زمين و روييدنى اجماعی است و بر غير آن اختلافى و مكروه است و اين مذهب مالك بن انس است. قائلين به اين سخن آن را در شرح حديث نبوى «زمين براى من محل سجده و تيمم قرار گرفت» آوردهاند ولى اين سخن با ظاهر روايت ناسازگار است زيرا تيمم بر فرش بنا بر هيچ مذهبى صحيح نيست، پس يقينا مراد از ارض هر چيزى كه انسان روى آن ايستاده نيست. گذشته از اين كه از روايات سجده در گرما و سرما و آنچه از سجده ابوبكر گفته شد و كنار زدن عمامه از سر، همه نشان از لزوم تماس پيشانى با زمين(خاک) است به خلاف ديگر اعضا.
ـ سجده بر خاک و مهر در سیره ی اصحاب طبق نقل اهل سنّت
ابن سعد ـ عالم سنّی ـ در کتاب الطبقات الكبرى در احوال مسروق بن اجدع مىگويد: « كان مسروق اذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها فى السفينه ــ وقتی مسروق بن اجدع برای سفر خارج می شود، خشتی(آجری) با خود بر می داشت و در کشتی بر آن سجده می نمود» (الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 6، ص 79، دار صادر بيروت، 1377 ه.ق) ابن سعد گفته: « كان مسروق بن الأجدع من أصحاب ابن مسعود لا يرخص في السجود على غير الأرض حتّى في السفينة، و كان يحمل في السفينة شيئا يسجد عليه. ــــ مسروق بن اجدع از اصحاب(شاگردان) عبد الله بن مسعود(صحابی پیامبر) بود؛ و در سجده بر غیر زمین اجازه نمی داد؛ حتّی در کشتی؛ و در کشتی چیزی با خود داشت که بر آن سجده می نمود.» (الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 6، ص53)
مسروق بن اجدع فقيه اهل مدينه و از تابعین بوده است؛ یعنی اسلام را از اصحاب پیامبر(ص) گرفته است؛ بخصوص از عبد الله بن مسعود که کاتبان قرآن است.
زرين مىگويد: «كتب الىّ على بن عبدالله بن عباس رضى الله عنه ان ابعث الى بلوح من احجار المروة اسجد عليه ـــ علیّ بن عبد الله بن عباس برایم نامه نوشت که مهری از سنگهای سرزمین مروه برایم بفرست تا بر آن سجده کنم.» (اخبار مكه، الازرقى، ج 3، ص 151)
ابن حجر گفته است: « كان عمر بن عبد العزيز لا يكتفي بالخمرة بل يضع عليها التراب و يسجد عليه ـــ عمر بن عبد العزیز به خمره (تکّه حصیر) کفایت نمی کرد؛ بلکه بر آن خاک هم می گذاشت و بر آن سجده می کرد.» (فتح البارى، ابن حجر، ج1، ص410 )
عبد الرزاق گفته: « أبي عبيدة انّ ابن مسعود لا يسجد- أو قال لا يصلّي- إلّا على الأرض. ــ ابو عبیده گفت: ابن مسعود (صحابه پیامبر) سجده نمی کرد یا نماز نمی خواند مگر بر زمین.» (المصنف، عبد الرزاق، ج1، ص397)
ابن حجر گفته: « كان عروة بن الزبير يكره الصلاة على شيء دون الأرض ـــ عروة بن زبیر کراهت داشت از این که نماز بگزارد بر چیزی غیر از زمین.» (فتح البارى، ابن حجر، ج1، ص410 )
ملاحظه می کنید که طبق نقل خود اهل سنّت، حتّی اصحاب و تابعین و برخی علمای اهل سنّت هم نظرشان این بوده که باید بر زمین سجده نمود نه بر فرش و امثال آن؛ و حتّی ملاحظه می کنید که برخی از آنها مهر خاکی یا سنگی داشته اند.
4ـ آیا هر احترامی عبادت است؟
سجده برای پنج امر است.
الف: سجده به چیزی؛ مثل سجده به خاک، سجده به فرش، سجده به چوب، سجده به سنگ و ... . روشن است که در این مسأله شرک معنی ندارد. چون شرک یعنی شریک قرار دادن برای خدا و پرستش غیر خدا. روشن است که انسان هنگام سجده بر خاک، خاک را خدا یا شریک خدا نمی داند؛ چه آن خاک، خاک کربلا باشد یا خاک معمولی. اگر سجده بر مهر خاکی یا خاک کربلا شرک است، پس باید سجده بر فرش هم باید شرک باشد.
ب: سجده به خاطر چیزی؛ مثل سجده برای خدا به خاطر قبولی در کنکور، یا سجده برای خدا به خاطر شفا یافتن از بیماری و ... . روشن است که در اینجا هم شرک معنی ندارد؛ چون کسی قبولی در کنکور یا شفا یافتن از بیماری را که خدا یا شریک خدا نمی داند.
ج: سجده به سوی چیزی؛ مثل سجده به سوی کعبه، یا سجده به سوی بیت المقدّس، که این نیز شرک نیست. چون کسی کعبه یا بیت المقدس را خدا یا شریک خدا نمی داند.
د: سجده برای چیزی یا کسی به قصد احترام او نه به قصد پرستش او؛ مثل سجده ی ملائک به آدم(ع) که به قصد احترام بود نه به قصد پرستش؛ و نیز مثل سجده ی یعقوب(ع) و همسرش و فرزندانش به یوسف(ع) که جریانش در سوره ی یوسف آمده؛ که آن نیز برای احترام یوسف(ع) بود نه برای پرستش او.
هـ: سجده برای کسی به قصد پرستش او؛ مثل سجده برای خدا و مثل سجده برای بتها؛ که این یقیناً شرک است.
حال قضاوت کنید که شیعه مشرک است یا نه؟
آیا شیعه، امام حسین(ع) را خدا یا شریک خدا می داند؟ یقیناً نمی داند. وقتی خود امام حسین(ع) را خدا یا شریک خدا نمی دانیم، آیا خاک قبرش را خدا یا شریک خدا بدانیم؟! خنده دار نیست؟! یک شخص چقدر باید احمق باشد، که سجده بر خاک قبر امام حسین(ع) را خدا دانستن آن خاک یا شریک خدا دانستن آن خاک یا پرستش نمودن آن خاک بداند. مگر خود سنّی ها که بر فرش سجده می کنند، فرش پرست هستند؟!
5ـ گفته است: « ما بر خاك سجده ميكنيم چون خاك پست و ذليل است اما شيطان اول خاك را براي ما مقدس و عزيز ميكند، آنرا تبديل ميكند و به صليب و مهر ، و بعد ميگويد بيا بابا جان!! حالا سجده كن! »
دروغ شاخدار یعنی همین. وهّابی دروغگو شما که به فرش سجده می کنید. آیا سجده بر فرش گران قیمت، علامت ذلّت و عبودیّت است یا علامت اشرافیّت؟ آیا خاک نشین یعنی فرش نشین؟ آیا به خاک مذّلت افتادن یعنی به فرش مذلّت افتادن؟
6ـ گفته است: « اين صليب يا مهر را ببوس و عزيز بدار و پيشاني بر آن بنه! اما بي احترامي نكن، مقدس است! مبادا بر سرش بنشيني و مثل خاك معمولي زير پا بيافكني !! پس سجده بر تربت كربلا، هم سجده براي حسين است و هم براي الله . »
عجب! آیا شما اهل سنّت، سنگ کعبه را با سنگ معمولی برابر می دانید؟ آیا دور کعبه گردید یعنی کعبه پرستی؟ قبر اسماعیل(ع) درست در کنار کعبه است؛ در حجر اسماعیل؛ که همه ی حاجی ها دورش می چرخند؛ آیا حاجی ها اسماعیل پرست هستند.
اصلاً گیرم که کسی بر امام حسین(ع) هم سجده کند؛ آیا هر سجده ای علامت پرستش است؟ مگر ملائک بر آدم(ع) سجده نکردند؟ آیا ملائک آدم پرست بودند؟ ابلیس که مثل شما وهّابی ها جهالت به خرج داد و بر آدم سجده نکرد، عاقبتش چه شد؟ محبوب خدا شد یا رانده ی درگاه خدا؟
یعقوب(ع) و همسرش و فرزندانش که بر یوسف(ع) سجده نمودند، آیا مشرک شدند؟
آیا خاک کف مسجد و خاک دیوار و سقف مسجد مقدّس است یا نه؟ فقهای سنّی هم فتوا داده اند که نجس نمودن خاک مسجد جایز نیست؛ و اگر نجس شد باید شسته شود. بی احترامی به مسجد هم حرام است نه تمام علمای اسلام.
از اینها گذشته، اگر سجده بر تربت امام حسین(ع) سجده بر امام حسین(ع) است، پس بر سجده بر فرش پشمی هم سجده بر گوسفند و فرشباف و رنگ کننده ی آن نخها و ریسنده ی آن نخها یا کارخانه ی فرشبافی است. اگر سجده بر خاک کربلا، یعنی سجده بر امام حسین(ع)، پس طواف کعبه هم یعنی پرستش ابراهیم(ع) که کعبه را ساخته است؛ و سعی صفا و مروه یعنی پرستش هاجر(س)؛ چون سعی بین صفا و مروه نمادی از عملکرد اوست که بین این دو کوه دنبال آب می گشت برای فرزندش. همچنین قربانی نمودن در حجّ باید پرستش ابراهیم و اسماعیل تلّقی شود.
آیا قرآن مقدّس است یا نه؟ آیا بوسیدن قرآن شرک است؟ یا می توان به قرآن اهانت نمود و آن را سوزاند یا پاره کرد یا زیر پا نهاد؟ مگر ظاهر قرآن چیزی جز کاغذ و مرکّب است؟
بلی قرآن ظاهرش چیزی جز کاغذ و مرکّب نیست؛ امّا چون آن کاغذ و مرکّب ربط یافته اند به کلام خدا، نمی توان به آنها بی حرمتی نمود. تربت امام حسین(ع) نیز رابط یافته است با امام حسین(ع). همان گونه که مسجد و کعبه ربط یافته اند با خدا؛ لذا مقدّس می باشند.
این وهّابی بی منطق نمی فهمد که اگر بخواهد با این روش شیعه را بکوبد، اسلام کوبیده می شود؛ قرآن کوبیده می شود؛ کعبه و مساجد کوبیده می شوند. اینها حاضرند برای بی آبرو نمودن شیعه تمام مقدّسات اسلام را هم زیر سوال ببرند.
7ـ گفته است: « پس سجده بر تربت كربلا، هم سجده براي حسين است و هم براي الله . و نشانه اي از ذلت در آن نيست اين مثل سجده بر طلاست طلا را همه دوست دارند وعزيز است، براي همين قبر طلايي و بت طلايي ميسازند. اما سجده بر خاك عادي، خاك زيرپا، خاك بي ارزش ، نشانه ذلت است زيرا كسي آنرا مقدس نميداند. پس قضيه سجده بر تربت حسين بالاتر از يك دعواي فقهي است !متوجه باشيد.»
اگر این گونه است، پس چرا شما وهّابی ها بر فرش سجده می کنید؟ آیا فرش بی ارزش است؟ طلا محترم نیست بلکه قیمتی است؛ مثل فرش که محترم نیست بلکه قیمتی است؛ امّا خاک امام حسین(ع) یک ریال هم ارزش اقتصادی ندارد ولی محترم است.
ما دور کعبه می گردیم ولی دور آن همه آسمانخراش موجود در کعبه نمی گردیم. کعبه یک اتاق کوچک بیش نیست، امّا محترم است؛ ولی آن آسمانخراشها خیلی گران قیمت هستند ولی محترم نیستند.
یک جلد قرآن، مثلاً ده هزار تومان پول کاغذ و مرکّب و چاپش هست ولی محترم می باشد؛ امّا فلان کتاب نقّاشی ـ که حتّی نصف قرآن هم حجم ندارد ـ صد هزار تومان قیمت دارد، ولی محترم نیست.
آیا گوسفند و شتر مقدّس است؟ یقیناً مقدّس نیست؛ ولی تا زمانی که توسّط حاجی برای قربانی در راه خدا انتخاب نشده است؛ وقتی برای قربانی انتخاب شد، از شعائر الهی بوده قداست دارد.
فرمود: « وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ـــــ و شترهاى چاق و فربه را (در مراسم حج) براى شما از شعائر الهى قرار داديم؛ در آنها براى شما خير و بركت است؛ نام خدا را(هنگام قربانى كردن) در حالى كه به صف ايستادهاند بر آنها ببريد؛ و هنگامى كه پهلوهايشان آرام گرفت(و جان دادند)، از گوشت آنها بخوريد، و مستمندان قانع و فقيران را نيز از آن اطعام كنيد! اين گونه ما آنها را مسخّرتان ساختيم، تا شكر خدا را بجا آوريد.» (الحج:36)
و فرمود: « ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب ـــ چنين است؛ و هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، اين كار نشانه ی تقواى دلهاست.» (الحج:32)
طبق آیه ی نخست، شتری که برای قربانی در حجّ نشانه گذاری شده، از شعائر الهی است. و طبق آیه ی دوم، هر کس شعائر الهی را تعظیم کند(محترم بشمارد) نشان آن است که تقوا در قلبش راه یافته است.
آیا شهید از شعائر الهی هست یا نه؟ یقیناً شهید از شعائر الهی است. و در رأس شهدا، امام حسین(ع) قرار دارد. پس بزرگداشت و احترام او علامت تقواست.
آیا ما در سجده بر تربت امام حسین(ع)، آن تربت را مثل طلا و فرش و دیگر کالاهای اقتصادی، دارای قیمت می دانیم یا فقط محترم می شماریم؟! اگر احترام گذاشتن به آن چه به آن سجده می کنیم شرک است، پس محترم دانستن آن شتر قربانی هم شرک است. پس احترام به کعبه هم شرک است.
آیا هنگام نماز خواندن در زمین خاکی مسجد، می توانیم به خاک زیر پایمان اهانت کنیم؟ یقیناً جایز نیست. چون زمین مسجد احترام دارد؛ تا آنجا که طبق روایات، آب دهان انداختن بر خاک کف مسجد هم قبیح است.
آیا می توان به قسمتهای کاغذی قرآن، که نوشته ندارند اهانت نمود؟ یقیناً این کار جایز نیست. چرا؟ مگر چیزی غیر از کاغذ است؟ بلی کاغذ است؛ امّا این کاغذ به سبب آنکه ربطی با کلام خدا یافته، مقدّس است، و اهانت به آن، طبق فتوای فقهای شیعه و سنّی، حرام می باشد.
خلاصه آنکه اگر سجده نمودن بر خاک مقدّس، شرک است، پس نماز خواندن در مساجد باید شرک باشد؛ چون خاک مساجد مقدّس است. همینطور باید نماز خواندن در مجاورت کعبه شرک باشد؛ چون آنجا هم مقدّس است. همچنین باید نماز خواندن بیت المقدّس هم شرک باشد؛ چون خدای تعالی فرمود: « سُبْحانَ الَّذي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَه ـــ پاك و منزّه است خدايى كه بندهاش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى برد؛ كه گرداگردش را مبارک ساختهايم.» (الإسراء:1) طبق این آیه مسجد الاقصی و اطراف آن مبارک است. پس طبق مبنای این وهّابی باید نماز خواندن در آنجا باید شرک باشد. همچنین نماز خواندن در صفا و مروه باید شرک باشد. چون خدای تعالی صفا و مروره را هم از شعائر الهی شمرد و فرمود: « إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ... »(البقرة:158) و فرمود: « ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب ـــ چنين است؛ و هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، اين كار نشانه ی تقواى دلهاست.» (الحج:32) پس بر ما واجب است که صفا و مروه را بزرگ و محترم بشماریم و تعظیم کنیم. حال آیا چون بر ما واجب است زمین صفا و مروه را تعظیم کنیم پس نمی توانیم در آن زمین نماز بخوانیم و بر آن خاک سجده کنیم؟! همین طور زمین عرفات، مقدّس است ولی حاجیان آنجا نماز می خوانند و بر آن خاک مقدّس سر می نهند.
خدای تعالی خطاب به موسی(ع) فرمود: « إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ــــ من پروردگار توام! كفشهايت را بيرون آر، كه تو در سرزمين مقدّس«طوى» هستى!» (طه:12) و باز فرمود: « إِذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ــــ در آن هنگام كه پروردگارش او را در سرزمين مقدّس«طوى» ندا داد.» (النازعات:16)
طبق این آیات، سر زمین طوی مقدّس است؛ آن اندازه مقدّس که خدای تعالی به پیغمبرش موسی(ع) امر می کند که به احترام این سر زمین، کفشهایت را بیرون آر ! حال آقایان وهّابی بفرمایند که سجده بر خاک سرزمین طوی شرک است؟ آیا حضرت موسی(ع) آنگاه که در آن سرزمین مقدّس بود، بر آن زمین مقدّس سجده نمی کرد؟
چطور سجده نمودن بر این همه خاک مقدّس شرک نیست ولی سجده کردن بر خاک مقدّس امام حسین(ع) شرک است؟
آیا ثواب نماز در مسجد بیشتر است یا ثواب نماز در خانه؟ یقیناً ثواب نماز در مسجد بیشتر است؛ در حالی که خاک مسجد مقدّس است ولی خاک کف خانه قداستی ندارد.
آیا ثواب نماز در مسجد الحرام بیشتر است یا ثواب نماز در مساجد معمولی؟ یقیناً ثواب نماز در مسجد الحرام بیشتر است؛ در حالی که خاک مسجد الحرام مقدّستر از خاک مساجد عادی است.
عاقلان خود قضاوت کنند که وهّابی ها چه منطقی دارند.